رفیق عبداللە مهتدی؛ آغاز پایان واقعی جمهوری اسلامی از دی ماە ٩٦ شروع شدە است.

 


مجری: پویا عزیزی

برنامه چشم انداز- درخواست های مکرر"حسن روحانی" رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران بر برگزاری رفراندوم و درخواست اختیارات ویژە

مجری: در این رابطه گفت وگو میکنم با "عبداللە مهتدی" دبیرکل حزب کومەله کردستان ایران. آقای مهتدی خوش امدید به برنامه چشم انداز، موضوع بحث برنامه مشخص است، اختیاراتی که آقای روحانی گفتند که ندارند و خواهان اختیارات ویژه شدند و از همه پرسی  صحبت کردند که گفتند اگر برگزار شود دیگر جمهوری اسلامی بن بستی نخواهد داشت، بنظر میرسد که وضعیت آقای روحانی از زمانی که انتخاب شدند تا زمانی که آمریکا از برجام خارج شد یک مقدار متفاوت بود با زمانی که آمریکا ازبرجام خارج شد تا الان، فکر میکنید چه تحول استراتژیکی شکل گرفته در موقعیت آقای روحانی از زمان خروج آمریکا از برجام تا الان؟

آقای مهتدی: ببینید به طور کلی در قانون اساسی جمهوری اسلامی در کنار همه معاییب اساسی که دارد ولی این مشکل و تناقض را هم دارد که تکلیف قوە مجریه کاملا مشخص نیست. مقامی به اسم رهبری که ولایت فقیه هست وجود دارد در عمل هم مطابق قانون اساسی بیشتر از آن در عمل خیلی از اختیارات را دارد؛ در حوزه سیاست خارجی، در نیروهای مسلح و فرماندهی کل قوا، در سیاست های امنیتی، در سیاست های کلان اقتصادی حتی در عزل و نصب ها جاهایی مثل تلویزیون و... یک چنین مقامی هست، اما مسئولیت پذیر نیست. اعتراض میکند سر بقیه، ولی تصمیمات را خودش میگیرد. بنابراین این گله و شکایات از سالها پیش وجود داشته که رؤسای جمهوری اسلامی ایران فاقد قدرت اجرایی کافی هستند. شما فقط توجه کنید حتی نه فقط در مقایسه و در قیاس با قوه مجریه در قیاس با قوه مقننه هم همینطور است، بگذریم از این که این مجلس واقعی دموکراتیکی نیست، ولی هرچه هست همه بخاطر دارند که ملاحظات و پیشنهادهای خیلی زیادی روی "برجام" داشتند، صدها، فکر میکنم، ولیکن نماینده بیت رهبری آمد مجلس و گفت آقا گفتند "این قضیه را حل کنید کشش ندید" در عرض بیست دقیقه "برجام" در مجلس هول هولکی تصویب شد. یعنی اختیارات رهبری بالاتر از قوه مقننه، بالاتر ازقوه مجریه، بالاتر از قوه قضاییه است، اما در عوض مسئولیت پذیر نیست. این مشکل هر زمان خودش را به یک نحوی نشان می دهد در کار کشور، حالا در این دوره اخیر که مورد سوال شماست به علت فشار حداکثری اقتصادی آمریکا روی ایران و اثرات بسیار فلج کننده ای که روی اقتصاد داشته و بیشتر هم خواهد داشت این موجب میشود که همه از خودشان به نحوی صلب مسئولیت کنند. چند روز قبل آقای خامنه ای گفت که "خیلی چیزهای برجام آن طور که باید و ایشون توصیه کرده بودند اجرا نشده، ولی وظیفه من نیست که دخالت کنم"، از آن طرف آقای روحانی از خودشان صلب مسئولیت میکنند و میگویدکه من اختیارات کافی ندارم این تناقض به نظرمن یک تناقض اساسی است که در جمهوری اسلامی وجود دارد درمواقعی که فشار کم است و وضعشان بهتر است کمتر بیرون میزند، ولی در مواقعی که فشار اینقدر بالاست این تناقض کاملا الان میبینیم بیرون زده است.

مجری: آقای مهتدی هدف چه هست!؟ آقای روحانی به هر حال وقتی که این بحث ها را مطرح میکند ریئس جمهور یک کشوری است چه هدفی دارد از گفتن بحث رفراندوم و بحث اختیارات ویژه؟

رفیق عبداللە مهتدی: در رفراندوم اگر قرار باشد در ایران رفراندومی شود آن رفراندوم بایستی بر سراساس نظام باید باشد و تحت نظارت بین المللی کارشناس ها و ناظران بین المللی باشد. چیزی که مورد نظر ایشان است مثلا به نظر خودشان میخواهند دوباره فراخوانی به پایین جامعه به داخل جامعه به جامعه مدنی ایران بدهند، میخواهند نشان بدهند که به رای مردم و انتخاب مردم معتقدند و یک رفراندوم را برای همین پیشنهاد میکنند، ولی متاسفانه فکر میکنم این حرف ایشان الان دیگه جا ندارد. برای این که موقعی که ایشان هنوز انتخاب نشده بودند برای دور دوم همه دیدیم که چه صحبت های آتشینی علیه دخالت های سپاه پاسداران در اقتصاد و در سیاست مملکت انجام داد و برای اینکه رای مردم را جمع بکند، ولی بلافاصله بعد از انتخابات اتفاقا نشستند و تحبیب فرماندهان سپاه پاسداران را کرد. بنابراین در شرایط فعلی هم، من نظرم اینه که ایشان میخواهد نشان بدهد که مردم را فراموش نکرده است، رای مردم را فراموش نکرده است، ولی یک چیزمیشود گفت ممکن است ایشان اختیارات نداشتن که در این زمینه حتما همه ریئس جمهورها گلایه داشتن، ولی مگه نیمیتونستن حرف بزنن جلوی دهنشان را نگرفته بودند، ایشان تا بحال حقایقی را در این زمینه به مردم نگفته بودند و به نظر می آید که خیلی قطره چکانی و مواقعی که احتیاج پیدا میکنند به اینکه حالا اصلاح طلبا، جامعه مدنی به ایشان روی خوش نشان بدهند قطره چکانی و یکم  نزدیکی خودشان را یا اعتقاد خودشان را به رفراندوم و رای مردم نشان میدهند؛ اول ازهمە فکر نمیکنم با چنین رفراندومی موافقت کنند، اگر قرار باشد اختیاراتی بیش از آنچه که الان دارند به آنها داده شود این را از طریق و با تصویب رهبری نظام خواهند کرد و نه از طریق رفراندوم.

مجری: به نظرشما آقای مهتدی مخالف اصلی رفراندوم شخص رهبری است؟

رفیق عبداللە مهتدی: فکر میکنم همینطور است و ایشان و مراکزاصلی تصمیم گیرنده مثل سپاه پاسداران، مثل دستگاەهای اطلاعاتی و مثل آن مراکز نیرومند اقتصادی، پشت پردەای که هستند. اینها به هیچ وجه نمیخواهند که اصلا گفتمان رفراندوم در داخل ایران راه بیوفتد و طوری وانمود میشود که گویا جایی مردم عامەی مردم در مورد مسائل اساسی تصمیم گیری خواهند کرد. این رو یک سابقه خیلی بدی برای خودشان میدونند و فکر نمیکنم حلقە دور خامنەای رفراندوم را بپذیرند. اگر هم  یعنی نظام و رهبری این را بپذیرد آقای خامنه ای نخواهند پذیرفت و اگر هم قرار باشد اختیاراتی به آقای روحانی داده شود خودشان خواهند داد تا اینکه اجازه دهند از طرف مردم این اختیارات به ایشان داده شود.

مجری: آقای مهتدی شما جنبه بین المللی ماجرا را چطور میبینید آیا این اظهارات و نمایش شکافی که الان آقای روحانی نمایش میدهد  بین دولت و بدنه حاکمیت پیامی دارد برای جامعه جهانی برای کسانی که میانجیگری میکنند برای مذاکره یا کسانی که احتمالا طرف مذاکره خواهند بود؟

رفیق عبداللە مهتدی: جامعه جهانی و دولت های جهانی بخصوص دولت های غربی، آمریکا حتی چین، روسیه، کشورهای منطقه همه از وجود این اختلافات عمیق و دو گانگی عمیق داخل نظام جمهوری اسلامی باخبرهستند. سازمانهای اطلاعاتیشان مرتبا به آنها خبر میدهند، اگرخبر هم ندهند روشنه پیش چشم همه مردم دنیا، بنابراین من فکر میکنم که آمریکایی ها و دیگران حتما سرمایه گذاری روی اختلافات داخلی خواهند کرد. من  نظرم این است در رابطه با مذاکره، مذاکره گزینه های زیادی ندارد، جمهوری اسلامی و گزینه برد برد وجود ندارد، همچین چیزی وجود ندارد، باخت باخت است، ولی دارند می سنجند با کدام باخت کم ضرر تر است به نظر من مذاکره یکی از آن گزینه ها است، گزینه رودررویی نظامی که با عملیات های ایزاعی نمیتواند از آن بیشتر برود این عملیات های ایزاعی هم فشار دیپلماتیک و سیاسی سنگینی از طرف آمریکا بە همراە خواهد داشت کە جلوی آن را خواهند گرفت.

مجری: منظورشما عملیات های مشابە فجیره و عربستان و عراق است؟!

 رفیق عبداللە مهتدی: بله، این نوع عملیات های ایزاعی و مثلا هشدار دهنده برای آمریکایی ها به تدریج محدود میشود. دامنه مانور و جمهوری اسلامی در زمینه عملیات های ایزاعی هم محدودتر میشود. عملیات های جدی که واقعا نیروهای آمریکایی را بزند و تلفات وارد کند بسیار دیوانگی محض است برای جمهوری اسلامی. شما ببخشید این خالی بندی های فرماندەهان سپاه پاسداران را در نظر نگیرید آنها خودشان میدانند آدمهای واقع بیبنی هستند، میدانند  که چنین ضربه ای بخواهند به آمریکا بزنند تلافی سنگینی خواهند دید میماند مذاکره، اما مذاکره فقط نشستن دور یک میز نیست،  امتیازاتی باید رد و بدل شود ٦٠ یا٧٠ درصد حتی اگر فقط ٦٠ یا٧٠ درصد آنچه که آمریکا و جامعه بین المللی از دولت جمهوری اسلامی ایران میخواهد انجام بگیرد معنی آن این است که اساس سیاست خارجی  باید عوض شود، تعامل با جامعه بین المللی عوض شود، دشمنی با عربستان و اسرائیل و... باید تمام شود، باید وارد اقتصاد جهانی شود، آیا این انتخاب را میتواند بکند، انتخابی است بسیار دردناک و چه بسا جمهوری اسلامی سالم از آن طرف مذاکرات واین سازش بیرون نخواهد آمد.

مجری: اقای مهتدی اشاره کردید به شکافی که وجود دارد و گفتید که به هر حال جامعه بین الملل که این شکاف را باور کرده و درک کرده که این شکاف هست در بدنه نظام جمهوری اسلامی، آیا برای جامعه مدنی برای مردم این شکاف قابل استفاده است برای اینکه به مقاصدی دست پیدا کنند؟ میتوانند از این شکاف استفاده کنند راهی برای استفاده آن هست یا خیر؟

رفیق عبداللە مهتدی: این بحث مدتها بود٢٠-٢٥ساله این بحث هست در جمهوری اسلامی از ابتدای حرکتی که به نام اصلاحات شناخته شد در داخل ایران این بحث هست، متاسفانه عکس آن بود. یعنی با ترساندن از بین بد و بدتر به انتخاب بدتر کشانده جامعه ایران ، من فکر میکنم جامعه ایران اتفاقا خیلی با سخاوت و با مدارا با این گزینه هم  برخورد کرد. مدتی این گزینه انتخاب بین بد و بدتر یا استفاده از شکاف درون حاکمیت، مثلا بین اصلاح طلب و اصول گرا را هم امتحان کرد، آنچه ما در دی ماه٩٦ دیدیم پایان کامل یک مرحله است. آغاز این پایان را جنبش سبز زد ولی پایان واقعیش به نظرمن در دی ماه ٩٦بود. اون جنبش خیلی بزرگ خیلی عظیم نبود هر موردش، پر تعداد نبود، ولی بسیار گسترده و فراگیر بود هم از لحاظ اقشار مختلف اجتماعی، هم از لحاظ جغرافیایی، هم از لحاظ اتنیکی، از لحاظ سنی، گستردگی کامل جامعه ایران این جنبش نشان داد، بعد هم خیلی موارد دیگری بود نشان داد که مردم ایران، جامعه ایران و از جمله بخش اعظم جامعه مدنی، سنگ هاش را  با جمهوری اسلامی واکنده و حساب هایش را از جمهوری اسلامی دیگر جدا کرده. این حقیقتی است که همه میدانند بنابراین این شکاف ها در تضعیف حاکمیت مؤثر، اما به نظر من در جلب مردم به سوی بخشی از حاکمیت مؤثر نخواهد بود.

 

 

 




769 بار دیده شده‌‌‌‌

AM:09:32:23/06/2019